یک نمونه از فرهنگ وافر و مواج ما ایرانی ها

خرید بک لینک
نگاهی می اندازد به این خانمی که آن طرفتر کنار صندلی پارک نشسته، که بچه اش هر نیم دقیقه او را معصومانه و با نگاهی پر خواهش می نگرد. زن حتی نگاهش را هم از فرزندش دریغ می کند و سرش به تلفن همراهش گرم است(اصلا در آن غرق است)می گوید: آه از این مصیبت، نفرین بر این حماقت.می گویم: چرا؟ از چه جهت؟می گوید: چو کودک لب از شیر مادر بشست، باید ورا پند داد و درس زندگی نمود و شیوۀ زیستن آموخت. اما هیهات. که اینان(مردان و زنان این روزگار) خود کودک اند و از کودک بزرگی نیاید که آن را نداند. باید نونهالان را رها کرد و به این کودک عقلان بزرگ سال، درس زندگی یاد داد؛ و بیچاره بر نوزاد و طفلی که در دست این کودکان بزرگ نما، بخواهد رشد نموده و سری از میان سرها در آورد.من: خب اقتضای زمانه این را می طلبد و مردم، فرزند زمانۀ خویش اند!می گوید: این حرف فریب و غروری بیش نیست. یعنی چه که مردم فرزند زمان خویشتن اند؟ این شیوه کنونی ننگ تاریخ اجداد ماست. جه زمان بوده که بزرگ را کودکی کردن زیباست؟ اینها همه فریب است و خود را بر طریق حماقت داشتن. یک نمونه از فرهنگ وافر و مواج ما ایرانی ها...

ما را در سایت یک نمونه از فرهنگ وافر و مواج ما ایرانی ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: چهارشنبه 7 ارديبهشت 1401 ساعت: 18:43

صفحه بندی